زلزله کرمانشاه و احوالات دوستانم در آنجا هم در حس و حال آشفته این روزهایم، تاثیر زیادی دارد.
اخیرا چند روزی هست که با احساس مرده شور زندگی را ببرند از خواب بیدار میشوم. خواب کافی شده آرزوم، چون حتی جمعه ها هم با یک دوره که سه ماه طول میکشه، پرشده.
بخش ناخوشایندتر، این هست که با این همه فشار و سرشلوغی و کار و حتی کم خوابی، هنوز در آرزوی جایگاه شغلی با ثباتی هستم و باثبات نبودن وضعیت شغلیم، من را آشفته تر می کند.
خیلی غر زدم می دانم، اما آرزو میکنم همه این تردیدها و فشار و پیش بینی ناپذیریها، به حداقل برسد و درجات رضایتبخشی از ثبات(حداقل شغلی) را به زودی تجربه کنم.بقیه چیزها که دیگر هیچ...
تجربه کاریکاتور شدن...
ما را در سایت تجربه کاریکاتور شدن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 106