ازدواج عاقلانه یا عاشقانه

خرید بک لینک

یک همکلاسی در دوره دکتری داشتم که الان با همسر و فرزندش آمریکا هستند. یک روز از ازدواجش برایم گفت. اینکه قبل از اینکه با همسرش ازدواج کند، عاشق پسری در محل کارش بود. آن دو همدیگر را خیلی دوست داشتند . تا اینکه بعد از یک سال دوستی و عاشق همدیگر بودن، وقتی پای خواستگاری به میان می آید، مادر آن پسر که با خانواده دوستم تماس می گیرد، به طرز بی ادبانه ای صحبت می کند و پرده از این واقعیت بر می دارد که پسرش قبلا یکبار عقد کرده بود. این پنهانکاری یکساله و احیانا بی ادبیهایی که از طرف خانواده پسر به دختر صورت گرفته بود و جدالهای بین خانواده ها، باعث شد که همکلاسی ام قرص بخورد. بعد از نجات از مرگ که دیگر هیچ چیز آن رابطه مانند قبل نبود، همه پرده های احترام، دریده شده بود و بنای اعتماد همکلاسی ام به آن پسر ریخته بود، او با کمک روانپزشک کم کم شرایط را پشت سر گذاشته بود و با زندگی سازگاری پیدا کرده بود. او بعدا با پسری از خویشاوندان که به او گفته بود من سالها تو را دوست داشتم ازدواج کرد. پسری که خودش می گفت، او را عاقلانه انتخاب کرده است. بعدها گفت وقتی به بحران میانسالی می رسی و به بازبینی زندگی و انتخابهایت می پردازی، می بینی که چقدر خوب بود که طوری انتخاب کردی که وقتی به شخصیت همسرت نگاه می کنی، می بینی او همانی بوده که میخواستی.

بار دیگر این بحث با همکارم پیش آمد که آیا ازدواج عاقلانه بهتر است یا عاشقانه. او که ازدواجش عاشقانه بوده و حتی با وجود اینکه خانواده همسرش، برای خواهرشوهرها، مهریه های سنگینی را بر عهده دامادهایشان می گذاشته اند، اما وقتی نوبت ازدواج پسر خانواده می شود، حاضر می شوند که 14 سکه مهریه کنند. که آن هم وقتی همکارم از همسرش می خواهد به صورت فرمالیته تبدیل به 100 سکه کند تا خانواده او مخالفتی با ازدواجش نکنند و بعدا ان را ببخشد. و اینگونه آن دو که عاشق هم بودند که البته به نظرم همکارم عاشق بوده است، ازدواج می کنند. این همکار الان که 12 سال از زندگی اش می گذرد با وجود اینکه به نظر می رسد مشکل خاصی ندارند، اما معتقد است ازدواج عاقلانه بهتر است زیرا می گوید در ازدواج عاشقانه، چنان فداکاری ها و از خودگذشتگیهایی می کنی که بعدا می بینی، چندان هم درست نبوده است و ارزش نداشته است.

قبل از ازدواج، من هم عاشق شده بودم. اما نمی دانم چرا همیشه از کسی خوشم می آمد که اگر با معیار عقل میخواستی او را را بسنجی، قابلیت تشکیل خانواده را نداشت. یعنی اگرچه از لحاظ شخصیتی خوب بود، اما تناسب فرهنگی و خانوادگی و ... نداشت و حتی جسارت کافی برای اینکه قدم پیش بگذارد نداشت. گویا فقط دوستت داشت و در ارتباط با او، فقط می توانستی، احساس دوست داشتن را تجربه کنی و نه اقدام جدی برای نشان دادن اینکه میخواهم تویی را که دوست دارم، برای همیشه و رسما در زندگی ام داشته باشم. می دانم شاید برخی بگویند که با این وضعیت اقتصادی، پسرها جرات پاپیش گذاشتن و رسمیت بخشیدن ندارند. اما نکته ای که می خواهم بگویم این بود که اتفاقا می توانست حداقلها را تامین کند ولی بازهم هیچکاری نمی کرد و همه چیز در حد ابراز علاقه شدید باقی می ماند. آنچه که این پسرها می کنند، فقط درگیر کردن احساسات دختران است و درد عشق را بر خود و دیگری تحمیل کردن. اما عشق شجاعت می خواهد، فقط ابراز احساسات نمی خواهد. عاشق ترسو، به هیچ دردی نمی خورد و فقط به خودش و معشوق آسیب می زند.

وقتی با همسرم آشنا شدم، از او خوشم آمد. در دوران آشنایی، وقتی به قیاس آن ابراز احساساتی که قبلا از سوی دیگران تجربه کرده بودم با آنچه که از همسرم می دیدم، پرداختم، می دیدم که کمتر است و همین حتی من را تا مرحله تهدید به پایان دادن به رابطه رساند. وقتی گفتم، عاشق ترسو به معشوق ضربه می زند، یکی از جاهایی که ضربه می زند، همینجاست. همان ضربه ای که من خوردم. اما در همسرم، عنصر شجاعت برای اینکه مصرانه درخواست کند من را رسما در زندگیش وارد کند، بود. وقتی در تناقض قرار گرفتم که بین ابراز احساسات او و دیگرانی که قبلا بیشتر ابرازاحساسات داشتند و عنصر شجاعت که در او بود و در دیگران نبود، به سراغ مشاوری رفتم. مشاور با اطلاعاتی که از من از شخصیت همسرم گرفت، این احتمال را پیش آورد که احیانا او خجالت می کشد و به او فرصت بدهم و شاید تجربه کمی در این حوزه دارد و اینکه او مصر برای ادامه ارتباط با تو است و حتی دوست دارد خانواده اش نیز درگیر شوند، یعنی تو را به صورت جدی می خواهد وارد زندگیش کند و شیوه ابراز علاقه برخی آقایان، عملی است. من هم به توصیه مشاور، به او فرصت دادم و بعدها فهمیدم که اتفاقا او بسیار احساسی تر از آنچه فکر می کردم بود و اصولا آدم ماخوذ به حیایی است.

این بحث ادامه دارد....

تجربه کاریکاتور شدن...

ما را در سایت تجربه کاریکاتور شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 15:01

صفحه بندی