در این چند وقت کلی اتفاق را تجربه کرده ام و تجربه کرده ایم. از کش.ته ش.دن مه.سا ام.ینی و اع.تراضات به دنبال آن گرفته تا اتفاقات شخصی. در این یک سال تقریبا حال اجتماعی ام خوب نیست. مگر می شود این همه بدی و سیاهی و بی کفایتی را دید و حال آدم خوب باشد. در ترمی که گذشت، درگیر عوارض شلوغیها در دانشگاه بودیم و مجبور بودیم کلاسها را با اوقاتی تلخ و دلی خون برگزار کنیم. تقریبا شبیه چوب دو سرطلا بودیم. هم میدانستیم بخش عمده ای از مواردی که توسط دان.شجویان گفته می شود، بی راه نیست و هم نمیتوانستیم چیزی بگوییم. در فضایی آلوده به سکوت و خفقان کارمان را سعی می کردیم انجام دهیم. هنوز هم این فضا هست. فقط الارمهای سابق آن نیست.
از اتفاقهای خوبی که در زندگیم افتاده، بارداری هست. انتظار فرزندی را می کشم که میدانم دوستش دارم ولی مدام احساس نگرانی برای او و آینده اش را می کنم. نمیدانم با به دنیا آوردنش در این شرایطی که هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع و احوال نمی بینم، آیا دارم به او خیانت می کنم یا خودم را با این فکر آرام کنم که به هرحال اوضاع و احوال روبراه می شود.
به خاطر فرزندم، دارم قران را هم می خوانم تا بلکه مورد عنایت خداوند قرار گیرد و قرار گیریم. در این مطالعه ای که میکنم، به نکات جالبی که برخورد می کنم برای خودم می نویسم. راستش اگر بخواهم با پارادایم قرانی و در قالب مفاهیم و شیوه اندیشه آن(در حد فهم خودم) ، اوضاع و احوال این روزهای مردم و کشورمان را توصیف و تبیین کنم، میتوانم بگویم که به نظرم می رسد که با بالا رفتن روزانه قیمتها و کوچک شدن سفره های مردم، درواقع نعمتهای خداوند دارد از ما بندگانش گرفته می شود. در آیه ای از قران، خواندم که خداوند شهر و قومی را نابود نمی کند، مگر وقتی که مرفهان و ثروتمندان آن از راه راست دور شوند. شاید به دلیل همین از راه راست دور شدن حا.کمان ماست که داریم نابود می شویم. امیدوارم زودترهمه چیز به مسیر درست و خوبی و آرامش برگردد. تنها چیزی که این روزها برایم مانده است همین امید است که سعی می کنم حفظش کنم وگرنه در دامان غم و سیاهی فرو می روم.
تجربه کاریکاتور شدن...ما را در سایت تجربه کاریکاتور شدن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86