ناامیدی خوب یا بد؟؟

خرید بک لینک

وقتایی که من ناامید بودم، مثل وقتی که فرد مهمی که دیگه نبود، یا وقتی که تبعیضی ناروایی که در حقم انجام شده بود، اون زمانها، آنچه در ذهنم می چرخید، این بود که دیگه از این بدتر نمی شه، اونها که باعث خوشحالی من بودن، حالا نیستن، پس بدبختم، دیگه آینده ای نیست، دیگه محبت و عشقی، دیگه موفقیت و رشدی نیست،دیگه مطمئنا همه چیز همینطور مزخرف میمونه. اینها افکارم بود و من حس درماندگی و ناامیدی بیشتر و بیشتری می کردم و حالم بد بود و راه زیارت امام رضا و .. را می پیمودم تا حالم بد نباشه.

جالبه که به خاطر آوردن وقتایی که واقعا امیدوار بودم خیلی سخته. این به معنای ناامید بودن نیست، بلکه به معنای نه امیدوار و نه ناامید بودنم هست.واقعا امیدوار بودن به نظرم وقتی میتونه اتفاق بیفته که آدم از وقوع اتفاق خوشایند و دلخواهی در زندگیش اطمینان داشته باشه و من هیچ وقت مطمئن نبودم. همیشه یک گوشه ذهنم یک احتمال نشدن هم قرار دادم. فکر می کنم این از معایب زیادی عاقل و واقع بین بودنمه. جالبه که با آدمهایی گهگاهی برخورد می کنم که با اینکه شرایطشون خیلی بهتر از من نبوده، اما اون اطمینان را دارند و حالشون خوبه و اتفاقا هم اتفاقهای خوشایند هم براشون میفته.البته تعداد این آدمها خیلی کم بوده.

جالبه که هم در ناامید بودن و هم در امیدوار بودن، یک چیز مشترکه و اون اطمینان داشتن هست. در ناامیدی آدم باور کرده و مطمئن هست که همه چیز همینطور، مزخرف و رنج اور باقی میمونه و تغییر ایجاد نمیشه و در امیدواری هم ادم اطمینان داره که همه چیز خوب و عالی میشه .

و وقتی که اصل تغییر پذیری شرایط را در مقابل اون چیز مشترک قرار می دهم، می بینم من و خیلی ها مثل من، که طریق واقع بین بودن را طی می کنند، در میانه طیف امیدواری و ناامیدی قرار دارند( البته گاهی از میانه به اینطرف و آن طرف هم می روند.). یعنی اونها از لحاظ نگرشی، نه مطمئن به بدتر شدن شرایط و نه مطمئن به بهتر شدن شرایط هستن و بنابراین از لحاظ احساسی نه احساس شادی و نه احساس غمگینی می کنند. در واقع نوعی بی هیجانی دارند و این حال بسیاری از روزهای زندگی من بوده است.

نوشته شده توسط ا-م در ساعت 15:46 | لینک |
تجربه کاریکاتور شدن...

ما را در سایت تجربه کاریکاتور شدن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 18:25

صفحه بندی